سيد محمد قلي كنتوري لكهنوي

110

تشييد المطاعن لكشف الضغائن ( فارسي )

ودر حديث نيز بعد از وقوع واقعه هيچ ارشاد نفرموده‌اند كه چه بايد كرد ، ناچار به قصد اصلاح ذات البين - كه بلا شبهه مأمور به است ! - پيشتر روانه شد ، پس حالت حضرت عايشه در اين مرور حالت شخصي است كه طفلى را از دور ديد كه مىخواهد در چاهى بيفتد ، بي اختيار براي خلاص كردن أو دويد ، ودر اثناى دويدن بي خبر محاذى نماز گزارنده مرور أو واقع شد ، أو را در وقت محاذاة اطلاع دست داد كه من محاذى نماز گزارنده‌ام ، پس اگر بر عقب مىگردد ( 1 ) آن طفل در چاه مىافتد واين مرور واقع شده را تدارك نمىتواند شد ، ناچار قصد خلاصي طفل خواهد كرد واين مرور را در حق خود معفو خواهد شناخت ( 2 ) . أقول : قاضى نورالله شوشترى در كتاب “ إحقاق الحق “ در مقام نقض كلام ابن روزبهان گفته : وأخرج أبو نعيم - في كتاب الفتن - ، وابن مسكويه - في كتاب

--> 1 . در [ الف ] اشتباهاً اينجا : ( واو ) آمده است . 2 . تحفه اثناعشريه : 332 . لازم به تذكر است كه مثال فوق مبتنى بر آن است كه عبور كردن از روبروى نمازگزار حرام باشد ، چنانكه عامه گويند . رجوع شودبه : المغنى لابن قدامة 2 / 75 وغير آن .